مدل سازی و فیلترهای ذهنی در ان ال پی

مدل سازی و فیلترهای ذهنی در ان ال پی

چکیده :

مدل سازی و فیلترهای ذهنی در ان ال پی

جهانی که ما در آن زندگی می کنیم جهانی بسیار شگفت انگیز است. این جهان قوانینی دارد که بر روی ما انسان ها تاثیر می گذارد. ما در این جهان تنها متعلق به خودمان نیستیم و کارها و رفتارهای ما بازخوردهایی به سمت خودمان خواهد داشت. ان ال پی به عنوان یک دانش جامع و تاثیرگذار قصد دارد که آرامش و آسایش را به زندگی ما انسان ها وارد کند. آرامش و آسایش دو بال دانشجویان موفقیت می باشد و در واقع به دنبال آرامش بدون آسایش نباشید.

مدل سازی و فیلترهای ذهنی در ان ال پی

در جلسات قبلی ان ال پی در مورد ساختار مندی ذهن آموزش هایی را دیده اید. از این جلسه به بعد در ان ال پی شما باید آماده حرکت باشید و در واقع از این جلسه به بعد شما باید بتوانید توانایی به حرکت در آوردن این غول خفته درونی خودتان را داشته باشید. یادتان باشد بیان کردیم که هر چیزی در دنیا ساختاری دارد، حتی موفقیت. وقتی می گوییم موفقیت ساختار دارد یعنی اینکه شخص می تواند الگوریتم ها و روش های شخص موفق را شناسایی و استخراج بکند و آنها را مدل سازی کند. هسته اصلی دانش ان ال پی مدل سازی می باشد.

در واقع با الگو برداری از الگوهای ساختارمند، شخص را در مسیر موفقیت قرار می دهد. یک مهندس ساختمان را در نظر بگیرید که قصد ساختن یک برج 20 طبقه را دارد. این شخص مدام از روی نقشه ها الگو برداری می کند تا در نهایت به یک برج 20 طبقه تبدیل شود. مدل سازی در ان ال پی نیز این گونه می باشد.

مدل سازی و الگو برداری در ان ال پی چندین نوع دارد. ساده ترین نوع مدل سازی، در سطح فیزیک(جسم) می باشد. چرا ساده ترین نوع مدل سازی است؟ چون قابلیت دیدن دارد و مثلاً شخصی می خواهد وزن کم کند، به آینه نگاه می کند و مختصات فیزیکی خودش را به راحتی می بیند و می تواند به هر میزان بخواهد وزن کم کند.

موفقیت نیز این گونه است. برای موفقیت باید بتوانید مدل سازی ذهنی که از پیشرفته ترین مدل سازی ها می باشد را انجام دهید. باید بتوانید شخص موفقی را در نظر بگیرید و از روی رفتارهای آن شخص مدل سازی کنید. منظور این است که وقتی می خواهید موفقیت را به دست بیاورید باید بتوانید آن مدل ها را به اجرا در بیاورید. در واقع ان ال پی به دنبال این است که چرخ دوباره اختراع نشود. در علم تجارت به این مدل سازی best pravtice  می گویند.

مدل سازی کاری بسیار سخت و پیچیده می باشد. به عبارتی باید بتوانید تمامی الگوهای ذهنی ناخودآگاه شخص را خارج کنید و بر روی خودتان نصب کنید. این مدل سازی چند گام دارد. اولین گام "استخراج مدل های تعالی" است. و دومین گام پس از استخراج، مدل سازی می باشد. یعنی ابتدا شخص توالی های ذهنی فرد را بر روی کاغذ می نویسد و با توالی های ذهنی خودش جابجا می کند و یا به اصطلاح آنها را بر روی خودش نصب می کند.

حال شاید برای شما سوال پیش بیاید که چرا باید مدل سازی انجام داد؟ جواب این سوال این است که ان ال پی باعث می شود شخص در مدت بسیار کوتاهی، تغییرات بسیار پایداری را ایجاد کند. این یکی از مزیت های این علم به شمار می رود.

در هنگام مدل سازی با یکسری موانع برخورد خواهید کرد که اگر این موانع و فیلترها را به خوبی نشناسید، نمی توانید مدل سازی را به صورت تکمیل انجام دهید. به عبارتی وقتی فرد مدل سازی ذهنی را ناقص نصب کند، برنامه های نصب شده نیز ناقص اجرا خواهند شد.

نکته بسیار مهم در هنگام مدل سازی:

وقتی بر فرض مثال شخصی قصد دارد مدل های ذهنی آقای آنتونی رابینز را الگوبرداری کند و یا به اصطلاح بر روی ذهن خودش نصب کند، اولین کار این است که این مدل ها را استخراج کند. حال نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که وقتی شخص می خواهد الگوهای مدل سازی را بردارد، فیلترهای ذهنی شخص مانع برداشتن کامل این الگوها می شوند. به عبارتی وقتی شخص می خواهد الگوبرداری کند، فیلترهای ذهنی شخص باعث می شود که نتواند آنتونی رابینز را آن گونه که هست ببینید، بلکه آنگونه که دوست دارد، می بیند. در واقع این فیلترهای ذهنی باعث می شوند شخص بر اساس قضاوت های خودش الگوبرداری کند نه بر اساس واقعیت. ذهن انسان واقعیت را نمی بینید بلکه واقعیت را آنگونه که ما می خواهد می بیند. دلیل آن هم این است که ذهن واقعیت ها را تحریف می کند، تعمیم می دهد و حذف می کند.

جهت کسب اطلاعات کامل در مورد فیلترهای ذهنی کلیک نمایید

آقای ادوارد دبونو گفته ای دارد که گفتن آن در اینجا خالی از لطف نمی باشد. ایشان بیان می دارند که اگر ذهن انسان در لحظه تولد خالی از سوژه باشد، با تولد اولین سوژه در ذهن نوزاد شکل می گیرد و این باعث می شود که سوژه های دیگر به سمت این سوژه مرکزی جذب شوند. در واقع بیان می دارند که سوژها به مانند دانه تسبیح به هم وصل می باشند(نظریه گشتالت)

شما باید بتوانید توالی های ذهنی خودتان را کشف کنید و ببینید که چه سوژه هایی را این فیلترهای سه گانه حذف می کنند. در واقع در الگو برداری و مدل سازی، شخص خودش را در قالب آن فرد موفق می بیند و فیلترهای سه گانه بسیاری از الگوهای فرد موفق را بر اساس واقعیت های ذهنی فرد شکل می دهد نه واقعیت های موجود.

مثلا وقتی می خواهید از شخصی به مانند آقای رابینز الگوهای سخنرانی ایشان را بردارید، ذهن شما بلافاصله فیلترهای سه گانه را فعال می کند و واقعیت ها و الگوهای موجود در آقای رابینز را تحریف، تعمیم و یا حذف می کند.

برفرض مثال: وقتی شخص می گوید که من آدم موفقی هستم، در اینجا منظور از موفقیت فرد توسط فیلترحذف، پاک شده است و به اصطلاح این لغت در ذهن شخص به هزاران سوژه وصل بوده است و ذهن تمامی آنها را حذف کرده است.

اولین سطح اجرای فیلترهای سه گانه در سطح زبان می باشد. به عبارتی با دستکاری گفته های شخص در سطح زبان، باعث می شوید که به ذهن فرد دسترسی پیدا کنید.

وقتی دو شخص باهم در حال مذاکره هستند باید بداند که اولاً شخص بر اساس فیلترهای ذهنی خودش صحبت هایش را دچار:تحریف، تعمیم و یا حذف می کند و ثانیاً شما نیز بر اساس فیلترهای ذهنی خودتان آن گفتگوهای شخص را تحریف، تعمیم و یا حذف می کنید. به عبارتی اصول مذاکره این است که اولاً شما این فیلترهای ذهنی خودتان را بشناسید و سپس بتوانید این ها را درافراد مختلف تشخیص دهید. نه تنها در اصول مذاکره و موفقیت بلکه در سطح صحبت های دوستانه، خانوادگی و یا حتی زناشویی نیز این گونه است که افراد به دلیل عدم آشنایی با این فیلترها حرف های همدیگر را خوب متوجه نمی شوند. به عبارتی در علم ان ال پی می گویند باید افراد را به صورت کتاب بخوانید.

باید بتوانید فرد را از روی زبان صحبت کردن و زبان بدن به مانند کتاب او را مطالعه کنید و به اصطلاح بتوانید راهای احساس کردن و تفکر کردن فرد را بشناسید. و بعد از تشخیص زبان بدن و زبان گفتاری فرد باید به او ورودی بدهید. برای ورودی دادن به ذهن فرد چندین گام داریم: اولین گام، rapport  یا به اصطلاح تفاهم می باشد.

مفهوم این تکنیک چیست و ما چگونه تفاهم یا رپورت ایجاد بکنیم؟

تفاهم یا به اصطلاح رپورت دو روش دارد: یکی با نام mirroring  و دیگری matching

mirroring  به اصلاح حالت آینه ای به خود گرفتن می باشد. یعنی اگر فرد دست راست خودش را بالا برد شما باید دست چپ تان را بالا ببرید و matching حالتی است که اگر فرد دست راستش را بالا برد باید شما نیز دست راست را بالا ببرید. اولین سطح از تفاهم یا رپورت باید در سطح زبان بدن شخص شکل بگیرد. به عبارتی باید ابتدا در سطح زبان بدن شخص با او همگامی پیدا کنید.

آموزش از: ریچارد بندلر بنیان گذار nlp

تهیه و تدوین: دانشکده موفقیت و بازاریابی

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان