NLP و بازاریابی شبکه ای(قسمت اول)

    چکیده :

    NLP و بازاریابی شبکه ای(قسمت اول)

    شاید بارها با کلمه ضمیر ناخودآگاه برخورد کرده باشید و همواره برایتان سؤال باشد که "ضمیر ناخودآگاه" چیست؟ در کجا قرار دارد؟ وظیفه اش چیست؟ نقش آن در موفقیت چیست؟ آیا ضمیرناخودآگاه درکسب موفقیت در "بازاریابی شبکه ای" نقشی دارد؟ تیم آموزشی دانشکده بازاریابی شبکه ای آموزشی برای بازاریابان عزیز در زمینه "ضمیرناخودآگاه" در نظر گرفته است. این آموزش ها در قالب طرح مقدماتی و پیشرفته ارائه می گردد و تمامی این آموزش ها مطلق به بنیان گذاران علم NLP  آقای "ریچارد بندلر" و جان گریندلر" می باشد تا این آموزش ها، از منبع اصلی خدمت شما عزیزان ارائه گردد.

       و بازاریابی شبکه ای(قسمت اول)NLP

    شاید قبلا چندین بار در "سمینارهای موفقیت" و "سمینارهای انگیزشی" شرکت کرده اید ولی تمامی این دوره ها به صورت یک دوره کوتاه مدت مؤثر بوده اند و شما همواره از خودتان سؤال کرده اید: "آیا رسیدن به موفقیت  سخت است؟ " و یا چقدر از این سمینارها در زندگی تان تاثیر گذار بوده و باعث به راه افتادن  طراوت و شادی در زندگی تان شده است؟ در بازاریابی شبکه ای نقش ذهنیت در موفقیت بسیار بالا می باشد. نتورک مارکتینگ تجارتی است از نوع رشد شخصی. به هر میزان این رشد شخصی بالاتر باشد میزان موفقیت در بازاریابی شبکه ای نیز بالا می رود

    انسان ها همواره بر سر دوراهی "انتخاب" هستند. دو راهی بین "بهترین اقدام" و "بدترین اقدام". طبق تحقیقات صورت گرفته بر روی "مغز" انسان دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که، مغز انسان ها همواره بهترین تصمیم ها را در مواجه با دوراهی های انتخاب می گیرد. در واقع مغز همواره انسان ها را به سمت "آسایش و آرامش" حرکت می دهد. اما آسایش و آرامش از دیدگاه مغز هر کسی فرق دارد. عده ای با وجود این که همواره بیان می کنند که پول و ثروتمند شدن مشکلات آن ها را حل خواهد کرد، هیچ گاه به ثروت دست نمی یابند و همواره با وجود این که دنبال آسایش و آرامش هستند اما آن را به سمت زندگی خود جذب نمی کنند. طبق گفته دانشمندان مغزانسان ها همواره به دنبال آسایش است. پس چرا این  اکثرافراد نمی توانند آسایش را به سوی خود جذب کنند؟ و آمارثروتمندان جهان به 3 درصد جمعیت کره زمین می رسد؟ 

    برای یافتن پاسخ این سؤال ها باید آن را در اعماق ذهن انسان جستجو کنیم و علت یابی ریشه ای انجام دهیم.

    اجازه دهید با مثالی واضح تر بیان کنیم. فرض بر این بگیریم که شما در کلاس های آموزشی رانندگی ثبت نام می کنید. و کتابی جهت مطالعه قوانین رانندگی به شما اعطا می کنند. و شما بعد از سه هفته این کتاب را به صورت کامل مطالعه می کنید و مسلط می شوید. سؤال این جاست. آیا شما با داشتن تسلط کامل بر مطالب کتاب می توانید شروع به رانندگی بکنید؟ مسلم است که جواب منفی است. چرا؟ چون مسیر حرکت به سمت کسب "مهارت" یک مسیر کاملا "عملی" است. در واقع مسیر "دانستن" با مسیر "توانستن" و "عمل کردن" دو مسیری هستند که قوانین خاصی برهر کدام از آن ها حاکم است. "دانایی"  لازمه مسیر "توانستن" است. اما برای رسیدن به انتهای مسیر موفقیت، کافی نیست. به عبارتی برای "تغییر" به معنای واقعی باید "دانستن ها" به مرحله" توانستن ها" و" انجام دادن ها" وارد شوند. و تنها با خواندن و دیدن و دانستن یک موضوع نمی توان تغییر را رقم زد. بلکه باید این دانسته ها در زندگی جاری شوند و به مرحله اجرا درآیند. در غیر این صورت تنها این دانستن ها به صورت یک اطلاعات بی فایده در ذهنتان خواهند ماند. مانند این که شما، فایلی در یک کامپیوتر ریخته باشید و از آن هیچ استفاده ای نکنید. این جاست که انسان نیاز به یک " ابزاری" جهت عملی کردن دانسته هایش  پیدا می کند. و این ابزار با اختراع علمی به نام " NLP"  در اختیار انسان ها قرار گرفته است تا بتواند دروازه های ورود به این ابر کامپیوترنظام هستی یعنی " ذهن انسان" را پیدا کنند. این علم در واقع علمی است از نوع "عمل گرایی به دانسته ها" و جاری ساختن آنها در زندگی. در واقع علم، علم "چگونگی" هاست. اگر تمامی چالش ها و خواسته هایی که در زندگی دارید و درصدد برطرف کردن و یا رسیدن به آن ها هستید را "چیستی ها" بنامیم، علم ان ال پی "چگونگی" حل چالش ها و یا چگونگی رسیدن به خواسته هاست.

    NLP و بازاریابی شبکه ای( قسمت اول)می خواهیم با یک مثال دیگر موضوع را کمی شفاف تر کنیم. سه انسان را در نظر بگیرید که به هر سه کامپیوتری در اختیار آنها قرار داده می شود. "شخص اول" هیچ شناختی از علم کامپیوتر ندارد. "شخص دوم" در دانشگاه دوره لیسانس کامپیوتر را گرفته است و شناختی نسبی از سخت افزار ها و نرم افزار های این کامپیوتر دارد. و "شخص سوم" شخصی است که در زمینه کامپیوتر بسیار مهارت و توانایی دارد تا جایی که می تواند کامپیوترها را هک کند. سؤال اینجاست: آیا این افراد هر سه به یک اندازه از امکانات کامپیوتر استفاده خواهند کرد؟ و یا هر سه به یک میزان توانایی ایجاد  تغییر در این کامپیوتر را دارند؟ باز هم طبیعی است که جواب منفی است. وقتی برای یک وسیله ای که ساخت انسان است و برای استفاده از امکانات آن و یا ایجاد تغییرات در آن نیاز به مهارت ها و تلاش های زیادی هستیم، تا به امکانات بیشتری از این ابزار دست پیدا کنیم، آیا برای تغییر دادن و استفاده از تمام امکانات این ابر کامپیوتر جهان هستی(ذهن انسان) نیاز به تلاش و کسب مهارت های بیشتری نیست؟ در واقع نام دیگر علم NLP "تکنولوژی تغییر" است.

    علم NLP علمی است که شباهت بسیاری به کامپیوتر دارد. و اگر ما مغز انسان را به یک ابر کامپیوتر بیولوژکی تشبیه بکنیم در واقع تعریفی که از این علم می شود با نام "برنامه نویسی مغز انسانی" است. علمی جهت برنامه ریزی و برنامه نویسی این ابر کامپیوتر بیولوژیکی جهان.

    مغز انسان شامل دو بعد می باشد: بعدی که ما نسبت به آن آگاهی داریم که با نام " خودآگاه " شناخته می شود یعنی ما نسبت به آن و اقدامات صورت گرفته توسط آن آگاهی داریم و بعدی که ما نسبت به آن آگاهی نداریم و بعد " ناخودآگاه " نامیده می شود یعنی ما نسبت به اقدامات این قسمت از مغز آگاهی ندارم. در واقع ازاسم این دو قسمت مشخص است که "ضمیرخودآگاه"، ضمیری است که ما نسبت به آن آگاهی داریم و فعالیت های حواس 5 گانه انسان را کنترل و فرمانروایی می کند. و "ضمیر ناخودآگاه" آن قسمت از مغز است که فعالیت های غیر ارادی ما را بر عهده دارد مانند: کنترل ضربان قلب، تنفس، حرکات روده و... " زیگموند فروید "بنیان گذار علم روانکاوی در دنیا، ذهن انسان را به کوه یخ تشبیه کرده است که قسمت بالای آن " ضمیرخودآگاه " است و قسمت عمقی تر آن " ضمیرناخودآگاه " نام دارد.(شکل بالا)

    "ضمیر خودآگاه"، ضمیری است که ما نسبت به آن آگاهی داریم و مشخص است که وقتی انسان به خواب فرو می رود این قسمت فعالیتش را متوقف می کند. اما "ضمیر ناخودآگاه "انسان از لحظه ای که لقاح شکل می گیرد، شروع به فعالیت می کند و تا عمر انسان در این دنیا به پایان نرسیده است از فعالیت باز نمی ایستد و مدام مشغول پردازش اطلاعات و مرتب کردن آن ها می باشد. بسیار واضح و مشخص است که بیشترین میزان فعالیت بر عهده " ضمیر ناخودآگاه " انسان است چرا که به عنوان مثال چشم انسان می تواند استراحت کند ولی قلب، مغز، کبد، کلیه و ... نمی توانند لحظه ای از فعالیت خود دست بکشند. دست کشیدن "ضمیر ناخودآگاه" از فعالیت به منزله تمام شدن عمر انسان بر روی این کره خاکی است.

    پس واضح است چه نیروی شگرف و عظیمی در درون ما نهفته است. نیروی که از زمان خلقت انسان در کتب ادیان الهی و در علوم مختلف از آن به عنوان "تفاوت" میان انسان و دیگر موجودات بیان شده است.

                به ترکیب ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه "ذهن" گفته می شود                                

    انسان موجودی است که همواره در حال تغییر است، و این تغییر در فضای جسم او مشهود است. روزانه میلیون ها سلول دربدن انسان  ساخته و یا از بین می روند و تغییرات ارگانیک جسم انسان را به وجود می آورند و در حقیقت "انسان نمی تواند، تغییر نکند". اما سؤال اینجاست: انسانی که خود را همواره در حال تغییر می بیند و جسمش مدام در حال تغییر است چرا نمی تواند زندگی خود را آن گونه که  خود دوست دارد بنا نهد؟ و یا، توانایی اش را دارد؟  آیا انسان قربانی تغییرات است یا سازننده آن ها؟ اگر این طور هست که انسان سازننده تغییرات است، آیا امکان تغییرات در شرایط وجود دارد؟ یا انسان بازیچه شرایط است؟ جواب تمام این سوالات در یک کلمه نهفته است و آن کلمه هست

    " شناخت "                                                                                            

     شناخت از این ابعاد وجودی انسان می تواند او را در جهت رسیدن به خواسته ها و اهداف یاری کند و در واقع سرمنشأ تمام تغییرات "شناخت" است. در قسمت دوم آموزش شما با ذهن و اجزای آن آشنا خواهید شد.

    رایگان دانلود کنید ...

    /images/icons/small/mp4.png
    NLP و بازاریابی شبکه ای(قسمت اول)

    به این مطلب امتیاز دهید

    نظرخود را با ما درمیان بگذارید

    برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

    captcha Refresh

    نظرات سایر دوستان